X
تبلیغات
رایتل
 

حکایت موسی ( ع )

نظرات (10)

                "به نام خالق هستی"

 

 

                        " درخواست حضرت موسی ( ع )"

 

 

 

حضرت موسی (ع) عرض کرد : خداوندا می خواهم آن مخلوق را که خود را برای یاد تو خالص کرده باشد و در طاعتت بی آلایش باشد ببینم .

خطاب رسید : ای موسی برو در کنار فلان دریا تا به تو نشان بدهم آنکه را می خواهی .

حضرت رفت تا رسید به کنار دریا .

دید درختی در کنار دریاست و مرغی بر شاخه ای از آن درخت که کج شده به طرف دریا نشسته است و مشغول به ذکر خداست .

موسی از حال آن مرغ سوال کرد .

در جواب گفت : از وقتی که خدا مرا خلق کرده است در این شاخه ی درخت مشغول عبادت و ذکر او هستم و از هر ذکر من هزار ذکر منشعب می شود .

غذای من لذت ذکر خداست .

حضرت موسی سوال کرد : آیا از آنچه در دنیا یافت می شود آرزو داری ؟

عرض کرد : آری ، آرزویم این است که یک قطره از آب این دریا را باشامم .

حضرت موسی تعجب کرد و گفت : ای مرغ میان منقار تو و آب دریا چندان فاصله ای نیست ، چرا منقار را به آب نمی رسانی ؟

عرض کرد : می ترسم لذت آن آب مرا از لذت یاد خدایم باز دارد .

پس موسی از روی تعجب دو دست خود را بر سر زد .

 

 

Dream Theme - Translated By Theme Studio - Powered By BlogSky