X
تبلیغات
رایتل
 

شرمسارم ...

نظرات (15)

"به نام خداوند بزرگ"

 

 

 

 

نمی دانم از کجا شروع کنم !...

اصلا نمی دانم چقدر می توانم از او بگویم! ...

آیا می توانم  خودم را خالی کنم از حرف هایی که یک عمراست در گلویم گیر کرده؟ ...

حرفایی که فقط و فقط توانستم قسمت هایی ازآن رابه خود او بگویم ...

تازه... بقیه ی آنها را که نتوانستم به زبان بیاورم  به خوداو سپردم ... آخر او از حرفای ناگفته ام نیز باخبراست ...

 

خدایا ...

 

نمی دانم به چه صورتی این همه مهرت را در مورد خودم جبران کنم ! ...

همیشه در مقابل بزرگی تو شرمنده ام ...

آنقدر شرمنده که فقط با حس کردن بزرگی بی نهایتت تمام وجودم را می خواهم در برت فدا کنم ...

تا مطمئن شوی که چقدر از این بابت خوشحالم که چون " تویی "همیشه در کنارم می ماند ...

 

خدایا ...

 

من در طول زندگیم حتی لحظه ای نبودنت را حس نکردم ...

همیشه خودم را در زیر سایه ی پر از لطافتت احساس کردم ...

ولی هیچ گاه نتوانستم  جبران کنم ...

 

خدایا ...

 

من ، واقعا با چه کاری می تونم این همه بزرگی تورا پاسخ بگویم ؟ ...

خودت می دانی من همیشه در مقابل تو ........شرمسارم ...........

آنقدر شرمسار که نمی توانم سرم را بالا بگیرم و حتی با چشمان خیسم ازتو تشکر کنم ...

چون می دانم که این تشکر نمی تواند حتی درصد کمی از مهرت را جبران کند ...

 

خدایا ...

 

تو بگو ...

تو ... تنهای تنها ... در گوش من بگو .... که من چه کار باید بکنم .....تا حداقل از این عذاب راحت شوم....

عذاب نتوانستن پاسخ گویی به بزرگی تو! ...

می دانم اکنون نیز با بزرگیت به من جواب می دهی ....

و من را همیشه در کنارت  بیش از پیش شرمنده می کنی ...

می دانم ...

 

خداوندا ...

 

از من بپذیر سری را که در مقابلت در سجده  فرو می برم ...

از من بپذیر کمری را که در مقابلت خم می کنم ...

 

دستان نیازم را که همیشه به درگاه تو بالا رفته می بینی ؟.......

همیشه منتظر پاسخ از توست ...

چه بی حیا !....

خودم خجالت می کشم ...

ولی می دانی که جز تو هیچ کس پاسخ گوی این همه احتیاجی که در وجود من موج می زند نیست ...

پس من همیشه و همیشه به تو پناه می آورم ...

ولی باز هم می گویم  ...

فریاد می زنم ...

 

که من همیشه در مقابل تو ...

 

 

شرمسارم ...

  

Dream Theme - Translated By Theme Studio - Powered By BlogSky