X
تبلیغات
رایتل
 

او...

نظرات (10)

     

"به نام خالق یکتا"

 

قلبم نا آرام بود.......صدای تلاطم دریای درونم را می شنیدم.........

هیچ کمکی نبود.....

ای پروردگار من!.........

می دانم که وجود معنوی تو آرامش دل آزرده ی من است.......

ولی.......نمی دانم........

حسم این است که نه تنها به آرامش آسمانی تو نیاز دارم ، بلکه به آرامشی زمینی نیز محتاجم...

چه کسی می تواند یاور من باشد؟!!!.......

هر چه فکر کردم جوابم را نیافتم.........

واقعا چه کسی؟!!!.........

ناگهان او آمد و کنار دل تنهایم نشست .......

دستش را روی قلبم گذاشت وشد هم دلم.........

حس کردم چقدر خسته است..........چقدر نالان است..........

ولی او در مقابل من ناتوان ، توانا بود..........

هم صحبتش شدم..........

دوست نداشتم آرامش او را نیز بدزدم..........ولی چه کنم که دل او بزرگتر از دریا ها بود...

او آمد و نا آرامی دل من را از درونم خالی کرد و درون دل قشنگش جای داد........

...

 

دلم آرام شده بود......آنقدر آرام که انگار هیچ تلاطمی درونش رخ نداده بود........

ولی او ؟!!!.......

او همیشه همین طور بود.........

همیشه قلبش صندوقچه ای برای ریختن نا آرامی های دل من بود.........ولی خودش پر می شد از تلاطم ها......

با این حال هر روز منتظر خالی کردن دل تنهایم درون دل دریاییش بود........

که شاید تسکین دهد دلهره های وجودم را.........

واژه ای برای وصف بزرگواری هایش نمی توانم بیابم........

کلمه ای برای مهربانی ها و زحمت هایش تمی توانم جایگزین کنم...........

جز اینکه..........

پدرم ،

 بزرگواری ها و مهربانی ها و زحمت هایت را با همین دل کوچکم می ستایم......

و دستان پر مهرت را می فشارم  و می بوسم تا من نیز بتوانم اعماق دل بزرگت را ببویم وحس کنم که من نیز جزیی از آن دریای بیکرانم.........

 

......... روزت مبارک.........

Dream Theme - Translated By Theme Studio - Powered By BlogSky